یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

بعد از مدت ها ناامیدی برای پیدا کردن کتاب عینک دور طلایی شرلوک وقتی با ناامیدی محض و یاس تمام به سمت بخش کتاب های رمان رفتم و دوباره خواستم صرفا محض تجدید خاطره کتاب های شرلوک رو بگیرم،با ناباوری به کتابی خیره شدم که روی جلد سیاهش نوشته بود:عینک دور طلایی و پنج داستان دیگر!!!واقعا اگه فضای کتابخونه نبود و افراد نامحرم،از سر خوشحالی جیغ می کشیدم شاید هم حرکات موزون!اما چه سود که همه ی این حرکات و حس شدید ذوق مرگی خلاصه شد در یک لبخند دندان نما و بی توجهی کامل به بقیه ی کتاب ها!

{-91-}

و چیزی که شدید دلم می خواست این بود که همون وقت آهنگ همه چی آرومه پخش می شد.

{-192-}

ذوق مر گیسم چه چیزی می تواند باشد جز خواندن همه کتاب های شرلوک و دیدن تمام فیلم های او!

{-264-}

و خوشی من با دانلود فصل 3 شرلوک عزیز کامل شد!

{-265-}

+شخصا هر وقت یکی از کتاب های شرلوک هلمز رو می خونم برای مرحوم کریم امامی هم فاتحه ای می فرستم!

+این مجلد از کتاب های شرلوک شامل داستان های:

-خانه ی خالی(که در آن معلوم می شود شرلوک با سقوط از آبشار رایشن باخ(رایخن باخ)نمرده و زنده است)

-دوچرخه سوار تنها

-چارلز آگستوس میلورتن

-شش ناپلئون

-عینک دور طلایی

-دومین لکه

{-166-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٩ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

به توصیه ی دوستی عزیز که کتاب هایی مثل جین ایر و...کلا از این قبیل کتابها رو توصیه کرده بودن من رفتم و از کتابخونه کتاب جین ایر و بلندی های بادگیر رو گرفتم اما به صد صفحه نرسید که ولش کردم و باز رفتم سر وقت کتاب دشمن عزیز!!چه کنم دیگه شاید هنوز بچه ام...!{-171-}

 

+کتاب دشمن عزیز نامه نگاری های سالی مک براید دوست جودی آبوت هست که به اصرار جودی  و جرویس مدیریت نوانخانه جان گریر رو قبول می کنه.

+به سالی حق میدم که دکتر اسکاتلندی رو به گوردون هالوک ترجیح داد!!{-126-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٩ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یه چند وقتیه که یه سوالی بدجووووووووووور ذهنمو مشغول کرده اونم اینه که خدا که میتونه معجزه بکنه مثلا یه نفر که تومور یا سرطان داره رو شفا بده.حالا سوال من اینه که یک نفر که کلا یه پاش قطع شده یا چشم نداره اصلا می شه یه روز صبح که از خواب بیدار بشه ببینه پا داره یا چشماش دوباره به وجود اومدن؟!

{-207-}

من این سوال رو از معلم دین و زندگیمون پرسیدم و صد در صد مطمئن بودم که میگه:خدایی که مرده ها رو زنده می کنه پس این کار رو هم می تونه بکنه!ولی اصلا تو کَتم نمی ره این جواب!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٩ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

کاشکی عینک و کتاب ها و کنترل تلویزیون هم مثل موبایل با یه زنگ راحت پیدا می شدن!!خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۳ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

دوستم بهم یه پیامک داده بود با این مضمون:س،چقد خوندی؟

منم جواب دادم:س،ه!نیشخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۳ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

معلم فیزیک ما واقعا در انتخاب سوال های سخت و پیچیده برای امتحان استاده!!
آفرین آقای«ع»واقعا دهنمون رو سرویس کردی با این سوالا!!خنثی
 
 
 
+یکی از بچه ها در اعتراض به این سوالای سخت گفت:
به خدا این قدر سخت بود که داداشم هم نتونست حلش کنه!!از اون جایی که داداشش هم
شاگرد همین آقا بوده،آقای«ع»هم گفت چون داداشت هم مثل خودته!!نیشخند
نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

دلشان خوش است به حرف خودشان که اسمش را«دستاورد مذاکرات ژنو»گذاشته اند!

شما بگو کاهش درصد غنی سازی از 20 به 5 دستاورد است،

یا شاید هم اکسید کردن نیمی از ذخایر اورانیوم غنی شده؟

یا رقیق کردن بقیه ی حاصل تلاش دانشمندان شهیدمان؟

یا توقف فعالیت هسته ای؟!

اینه مذاکرات برد-برد ی که می گفتید؟؟

عزت و شرف کشور رو دادین هیچی هم که نگرفتین هیچ،فعالیت هسته ای رو هم متوقف کردین!!

 

+برای هیچ چیز دلم به اندازه ی شهیدان هسته ای نمی سوزد!!خون شان پایمال شد...

+دست مریزاد آقای ظریف!واقعاااا هم همه تن حریف...!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

امروز یکی از بهترین آدمایی که می شناختم مُـــرد!

گلوم سنگین شده،یه چیزی مثل یه سیب گنده توش گیر کرده...

گریه خیلی خوبه خیلی...

من چون بلد نیستم گریه کنم دارم از زور بغض می میرم

رگ های پیشونیم زده بیرون

صورتم هم کبود و سرخ شده

ببخشید شاید دارم هذیون می گم

حالم بده خیلی بد...

اختیار حرفام دست خودم نیست

چرا آدمای خوب می میرن؟

هر کی ازم می پرسید می تونستم توجیهش کنم

اما یکی بیاد منو توجیه کنه

چرا مرد؟؟

امروز صورت نورانیش میره زیر خاک های سرد

خدا نمی شنوی من که دعا کردم براش

من که از همون ماه رمضون براش نماز حاجت خوندم

پس چی شد؟

قولت چی شد؟

من که سه شب احیا رو فقط محض شفای اون احیا رفتم

وگرنه من و چه به احیا!

هیچ کس از آدم سردی مثل من انتظار نداشت که برای شفای کسی این طور دعا کنم...

ولی...

خدا یعنی واقعا مرد؟

دیگه نیست؟

تموم شد...؟

وقتی یکی می میره

وقتی به مرگش فکر می کنی

با خودت می گی یعنی دیگه نیست؟!

دیگه هیچ وقت نمی بینمش؟

انگار روحت سوراخ می شه

یه سوراخ عمیق... 

دستام داره می لرزه!

شاید هیچ نسبتی باهاش نداشتم

اما زن خوبی بود!

خیلی خوب

خوش اخلاق

پرهیزگار

نورانی

همش نماز شب می خوند

ولی مرگ بی رحمه!

سرده سخته و بدجنس!

سرطان هم بده

وحشتناکه

غیر منتظره اس

نگاه نمی کنه که نماز شب می خونی

چند نفر برای شفات شب زنده داری کردن

فقط داغ می ذاره رو دل بقیه

فقط...

چقدر دلم می خواست دوباره می دیدمش...

آه...

شاید چرت و پرت می نویسم 

حالم خوش نیست...

اصلا...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

یکی از لذت بخش ترین کار های دنیا برای من آشپزیه!می تونی همه ی خلاقیتت رو نشون بدی و تزیینش کنی...وقتی کارت تموم می شه با یه نگاه کردن به غذای خوش رنگ و بویی که خودت ساختیش همه ی خستگیت در می ره!غذا رو اگه با عشق درست کنی خوشمزه می شه.مثل غذایی که دیشب پختم!وقتی که مامان می گه آفرین خیلی خوشمزه بود!بابا می گه:تو درست کردی واقعا؟!آبجی کوچیکه تا آخر غذاش رو می خوره!یه دونه برنج هم اضافه نمیاد و اسراف نمی شه خیلی کیف داره.یه خوشحالی عمیق از یه اتفاق کوچیک...خیلی حس خوبیه خیلی!لبخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢٧ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

بین حزب اصولگرا و حزب اصلاح طلب روحم دعوا بود!اصولگرا می گفت پالتو سورمه ای،اصلاح طلب می گفت قرمز!

 

+ابرودرگیری شون حتی زد و خورد هم داشت!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢٦ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

واقعا یک فرد هر چی هم که مهم باشه به چه حقی روی یه آدم عادی اسلحه می کشه؟مجوز حمل اسلحه داری خب داشته باش دلیل نمی شه که تا یکی خواست ازت سبقت بگیره شلیک کنی!

+یکی از بیماری هایی که بین ما ایرانیا خیلی شایعه خود مهم پنداریه!

+شاید هم خود جیمز باند پنداری!

+با این کار نسنجیده شدیدا وجهه ی مداحان و خصوصا خودش رو خراب کردقهر

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢٦ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

چرا این قدر این مذاکرات رو کش می دن؟!حالمون به هم خورد...خنثینمی تونی بکش کنار دیگه ادعای اضافیت چیه؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

برای اولین بار در طول تحصیل امتحان زبان فارسی رو 20 می شم!{-136-}

+و این است نتیجه درس خواندن تا ساعت 1 صبح...{-171-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

یه خبر توی اینترنت بود که جیب برهایی هستن که میان باهات گرم می گیرن و سر صحبت رو باز می کنن،این جوری حواست که پرت شد جیبت رو میزنن...

واسه مامانم تعریف کردم می گن:خوبه نمی تونن جیب تورو بزنن!

می گم واسه چی؟!

می گن:آخه کی می تونه با تو سر صحبت رو باز کنه!!!

 

+{-79-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

امتحان عربی یعنی وحشتناک ترین کابوس زندگی من!و این کابوس فردا به وقوع می پیوندد...{-234-}

+نمی دونم این روزا چرا اینقدر کابوس هجوم آوردن رو سَرَم...؟!

+من:{-171-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

{-168-}

خواب ها بعضی وقت ها شیرینند

بعضی وقت ها ترسناک می شوند

و بعضی وقت ها خواب های تلخ و ترسناک مثل یک تلنگر ند

مثل خواب وحشتناک دیشبم!

+و ترسناک ترین خواب ها خوابیه که توش مرگ خودت باشه و خاک ریختن روی صورتت و توی چشمات و تو هر چی جیغ بزنی کسی نشنوه...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

بوی توطئه میاد...

شاید چند وقتی تحریم اینترنت باشم!خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام

بر می داریم.

شرلوک هولمز{-166-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یکی از تفریحات سالمم جدول حل کردن کنار بخاریه در حالی که برای امتحان یه کلمه هم نخوندم!یول

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

گاهی فکر می کنم این دختران و زن هایی که همش دنبال مد و رنگ مو و آرایش آن چنانی و خودنمایی اند چی بهشون می رسه؟حالا مثلا رنگ سال امسال نارنجی بود و تو مانتو سرمه ای داشته باشی و بپوشی گناهه؟درسته که زیبا پسندی و اهمیت دادن به زیبایی از غرایز زنه که تحت هیچ شرایطی ازش جدا نمی شه ولی نباید این امر در راس قرار بگیره به طوری که راه رسیدن به کمالات رو برای زن ببنده.هر انسانی هدفدار آفریده و مطمئنا این هدف والایی که خدا به خاطر اون ما رو آفریده و از روح خودش در ما دمیده جمال فروشی و خودنمایی نیست!

و وقتی یک زن به دنبال کسب کرامات انسانی نباشه دنبال این جور چیزها میره.و چه چیز برای شیطان مناسب تر از یک ذهن غافل!و چه زمینه ای مناسب تر از یک زن منحرف برای به انحراف یک اجتماع؟!

و کاش زنان و دختران ما بدانند که والاتر از آن اند که بازیچه ی چشمان هوس آلود گرگ صفتانی شوند!

کاش بدانند چه بار سنگینی بر دوششان است...

کاش

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

شاید مسلمون درست و حسابی نباشم...

شاید بعضی وقتا نمازم رو سر وقت نخونم...

شاید غیبت بکنم...

شاید غرور داشته باشم...

شاید...

ولی نمی دونم چه سرّی ه که هر وقت دل نگران و مضطربم مسکّن دل حیرانم فقط الا بذکر الله تطمئن القلوب ه!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

آه ای کریم اهل بیت قلبم آتش می گیرد وقتی می بینم چقدر مظلومانه در میان مردمت غریب بودی...

چه کشیدی مولای من وقتی دانستی که در خانه ات هم محرم رازی نداری...

چه کشیدی ای مظلوم من...

غریبانه زیستی...

غریبانه زخم دل خوردی...

غریبانه رفتی...

و غریبانه تر دفن شدی...

و هنوز هم غریبی...!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله :

دو گروه از دوزخیان را دیدم که در این زمان هنوز نیامده اند ... زنانی که پوشیده ولی برهنه اند .... سرهایشان را مانند کوهان شتر برجسته می کنند، اینان به بهشت نمی روند و بوی بهشت را که از فاصله ای بسیار زیاد به مشام می رسد، استشمام نمی کنند.

«میزان الحکمه/ج1/ص530»

+وب ساگامس 

 

+این حدیث با صراحت به مساله ی کلیپس اشاره می کنه.

+واقعا این کلیپسی که بعضیا می زنن اصلا زیبایی نداره.مثل یه کله ی اضافی!اگه آدم با سر بزرگتر زیباتر بود خب خود خدا هم این به فکرش می رسید لازم نبود شما اینقدر به خودتون زحمت بدی...

+از نظر من تو ای دختری که هم چادر می پوشی و هم کلیپس کله شتری(ازین بزرگا) می زنی!گناه تو خیلی بیشتر از اون بدحجاب کلیپسیه!چون که اون ادعای حجاب نداره ولی تو حرمت و قداست چادر رو زیر سوال می بری...

+قدت کوتاه باشه بهتره تا خودتو به زور کلیپس و کفش پاشنه دار بلند نشون بدی!همیشه که نمی تونی کلیپس بزنی.توی خونه که کفش پاشنه دار نداری.پس باید با این موضوع کنار بیای...

+به توصیه مفید یه دوست این پست ویرایش شد.

+این پست صرفا عقاید من بود و نظراتم.

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

حسین ای که به کوی تو عرش سجده برد

خوشا کسی که در این کوچه سائلش سازند

گدایی سر کوی تو کار هرکس نیست

مگر کسی که بسوزند و قابلش سازند...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

فتنه را باید شناخت؛فتنه را باید شناساند؛فتنه های جدید را با ابزار جدید بشناس و بشناسان؛چشم فتنه را باید کور کرد؛مهم نیست که نوع فتنه چیست و فتنه گر کیست؛هر که هست و در هر لباسی که فتنه به پا می کند باید رسوایش کرد.

امام خامنه ای«مدظله العالی»

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

این هم لینک دانلود کتاب صوتی شازده کوچولو با صدای مرحوم شاملو:

 

دانلود

 

+از سایت بوکیها

 

+وب ساگامس هک شده آیا؟!خنثی

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٩ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

خدا نکند احمقی لجباز هم باشه!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۸ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

راستش اول که می خواستم این وب رو بزنم قصد داشتم برای شرلوک هولمز باشه.ولی دیدم اصلا حوصله شو ندارم و وقت نمی شه و....

وچون تا حالا این تیپ وب الانم رو نداشتم تصمیم گرفتم این جور وبلاگی داشته باشم...! 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٧ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

جماعت خواب...

اجتماع خواب زده...!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٧ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

همیشه فکر می کردم شازده کوچولو کتاب مزخرفی باشه ولی یه بار دل به دریا زدم و کتاب گویاش رو با صدای آقای شاملو دانلود کردم.یه جمله اش از بین همه ی جمله های زیباش بیشتر بهم چسبید:

بچه ها باید نسبت به آدم بزرگا گذشت داشته باشن...

 

+لحن و صدای گرم آقای شاملو داستان رو صد برابر جذاب تر کرده بود...

+به این علت فکر می کردم کتاب بدیه که از یه قسمت ازش رو که توی کتاب ادبیات دوره راهنمایی بود هیچی نفهمیدم...!الان فهمیدم که اگه از همون اولش نخونی کلا هیچی حالیت نمی شه...!(چه کشف مهمی!)

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٧ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند: «چهار چیز در گناه بدتر از خود گناه است: کوچک شمردن گناه، افتخار کردن به آن، خوشحالی از آن و اصرار کردن به آن.»(خصال صدوق، ج 1،ص 115)

 

+مصداق بارزش روابط دختر و پسر و به اصطلاح دوست دختر و دوست پسر؛چون هر4ویژگی رو داره:

1:می گن:«همه این کار رو می کنن»،«همه دوست پسر/دختر دارن!»،«این که چیزی نیست»،«باید این تفکرات قدیمی رو کنار گذاشت»و...

2:افتخار می کنن که تونستن یکیو تور کنن و از نظر اونا کسی که اهل این حرفا نباشه امله!

3:خوشحالن از وضع خودشون و جلوی دوستاشون پز می دن،غافل از این که توی چه منجلابی غرق شدن و خودشون حالیشون نیس...

4:و چون فرد بیشتر به سمت این انحرافات بره حریص تر می شه در نتیجه برای ادامه ی اون اصرار می ورزه.

 

خدا همه،به ویژه جوونا،رو به راه راست هدایت کنه...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

کل مغازه های یه پاساژو برای یه جفت ساق دست انگشتی ریون زیر و رو کردم دریغ از یه

دونه!انگار قحطی اومده!

حالا اگه یه ساپورت می خواستم حتی مغازه بقالی هم داشت!

افسوس افسوس...داریم کجا می ریم؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

تازگیا تنبل شدم هر وقت می خوام یه کلمه ای رو توی صفحه ای حقیقی پیدا کنم دوست دارم از ctrl+fاستفاده کنم!!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

دوستم اس ام اس داده:

بوی شوم امتحان آید همی

یاد صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم

دل به امید تقلب بسته ایم

ما برای کسب مدرک آمدیم

نه برای درک مطلب آمدیم

(ایام جانسوز امتحانات بر شما دانش آموز کوشا تسلیت باد!)

 

+هی می خونمش می رسم به صفر مهربان می خندم!قهقهه

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

همه ی «تچکـــر»هایم روی دستم باد کرده اند...

نمی دانم به کی بگویم«مچکریم»!!!!

او که کار «تچکــــر»آمیزی نمی کند!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یکی از زیبا ترین کتاب هایی که به تازگی خوندم بابا لنگ درازه!درسته که کارتونش رو هم نشون داده ولی همیشه کتاب یه لطف دیگه ای داره.

تفاوت نامه های اول جودی و وقتی که 17 سالش بوده با نامه های آخر کتاب در سن بیشتر خیلی زیبا و با ظرافت نگارش شده.و اون شور وهیجان زیاد نوجوانی جودی که کم کم جاش رو به پختگی و متانت و غرور جوانی می ده.مخالفت هایی که با تصمیم های بابالنگ دراز می کنه نشون از حس استقلال جوونیشه.و آخرش که بادا بادا مبارک بادا و...نیشخندو چقدر جین وبستر در نظرم محترم تر شد به خاطر این ظرافت قلمش و زیبایی بیان ساده اش.به سادگی هر چه تمام تر دل مشغولی های یه دختر نه چندان معمولی رو به تصویر می کشه و مخاطب رو میخ داستان می کنه.

کارهای عجیب و غریبش که باعث تعجب و گاهی وقتا خنده می شهخندههمه و همه باعث جذابیت داستان البته برای من بود...

 

+دلم می خواد دوباره بخونمش!خیال باطل

+بابام بهم می گه تو خودت جودی ای!ابرو

+الان کتاب رو دادم به مامانم می خونه و می خنده!می گه چه دختر باحالیه!خنده

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

با کسی زیاد شوخی نمی کردم گفتند بد اخلاق و خشکی!

شوخی کردم گفتند جلفی...

رک حرف زدم گفتند گستاخی!

در لفافه حرف زدم گفتند دغل باز و مکاری

پنهانی عبادت خدا را کردم و کسی نفهمید گفتند کافری

آشکار عبادت کردم گفتند ریاکاری

تملق کسی را نکردم گفتند مغرور و متکبر

تملق کردم گفتند چاپلوس

هر چه گفتند شدم ولی باز هم.......

 

خیلی وقته تصمیم گرفتم به قضاوت های بیخود دیگران اهمیت ندم چون هر چی هم که خوب باشی دهن مردم رو نمی شه بست...

خودم رو پیدا کردم همون خودی که خیلی وقت بود لابه لای حرف خاله زنک ها گم شده بود...!

و الان عاشق خودمم....!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٤ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

مشکل ذهن های کوچک این است که دهانشان پیوسته باز است...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٤ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

بدترین نمره ام مال امتحان مستمر اجتماعی اول دبیرستانمه،7/25!!!

اول می خواستم برگه مو پاره کنم،ولی تصمیم گرفتم به عنوان خاطره نگهش دارم و هر وقت فکر کردم خیلی خنگم نگاش کنم و ببینم قبلا خنگ ترم بودم و الان پیشرفت کردم و احساس امیدواری بکنم به خودم!!!نیشخند

ولی نمی دونم چرا هر وقت می بینمش هر هر می خندم!

+اصلا فاز درس عبرت و این جور چیزا به من نیومده!زبان

+فکر نکنین تنبل کلاسما!!نه بابا با همون 7/25 معدل سال اولم شد19!ابرو

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

هیچ وقت دروغ نگو حتی اگه حقیقت به نفعت نباشه.یول

خدا رو شکر هیچ وقت دروغ نمی گم،شاید به خاطر اینه که بچه که بودم و کار بدی می کردم مامانم می گفتت اگه راستش رو بگی ممکنه ببخشمت ولی اگه دروغ بگی اصلا!

به خاطر این دروغ نگفتنا دردسر زیاد داشتم که البته الان شده خاطره.خیال باطل

+وقتی 14 سالم بود توی یه آزمون داشتیم با بچه ها تقلب می کردیم،مراقب یه آقایی بود اومد بالا سرم و آروم گفت:خانم......دارین چی کار می کنین؟!(از رو پاسخنامه اسمم رو خوند)سوال

منم ریلکس گفتم:تقلــــب!نیشخند

بدبخت کف کرد،از خنده سرخ شده بود!تا آخر امتحان کاری به کارم نداشت!خنده

+یه بارم توی یکی از امتحانات سال دوم راهنمایی برای امتحان قرآن(!!!!!!!)یه سوال رو فقط تقلب کردم،یکی لو داد.دبیرمون پرسید خانوم......توی امتحان تقلب کردین؟!گفتم: آره فقط بخش دوم سوال 6 رو!نمره همونو بهم نداد!خنثی

+درسته تقلب کار بدیه ولی اون موقع منم بچه بودم دیگه!!خجالت

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یکی از مصارف من توی خونه به عنوان نردبونه!خنثی

مامان هر چی از طبقه بالایی کابینت می خواد صدا می زنه:.......جااااااااااان بیا مامان!!!

به خصوص وقتی قراره مهمون بیاد.افسوس

 

+از زندگی خویش نومید گشته ام!!ناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

خدایا!

آیا مزخرف تر از فصل امتحانات هم فصلی آفریدی؟!

جون من آفریدی؟!!!خنثی

حتی از تابستون هم مزخرف تره!

 

+حال این روزهای من:

1)روز قبل امتحان:نیشخند

2)چند ساعت مونده به امتحان:یول

3)سر امتحان:ابله

4)بعد امتحان:گریه

5)بعدتر از امتحان:نیشخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یلدا هم گذشت و اربعین آمد...

خدا کند روسیاه نباشیم!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

چند وقت پیش توی ماشین با بابام راجع به جنگ نرم بحث می کردیم.

پدرم یه مثال زد که من خیلی خوشم اومد...

گفت:وقتی عناب هنوز شکوفه است،حشره ها و موجودات موذی میرن و توی اون شکوفه تخم گذاری می کنن.عناب همین جوری بزرگ می شه غافل از این که با رشد خودش داره یه کرم،یه انگل رو هم در درون خودش پرورش می ده...شاید از بیرون خیلی زیبا و مستحکم به نظر بیاد ولی توش پوچ و خالیه،چون با اون انگل کنار اومده،گذاشته واسه خودش جولان بده...وقتی هم که ما یه کرم توی عناب می بینیم می گیم عناب رو کرم زده،ولی نمی دونیم این کرم از اولش با همین عنابه بوده.پا به پاش رشد کرده و منتظر فرصت شده...

 

 

+ما همیشه تو ماشین و توی مسافت های طولانی با هم بحث می کنیم،راجع به همه چی! از زندگی توی سیارات دیگه بگیر تا یک کتاب خاص یا گاهی بحث های سیاسی یا جنگ نرم و...

+اونا کشورایی که می خوان با جنگ نرم روی دولت ها و ملت های دیگه تاثیر بذارن،می دونن کار خودشون رو کی شروع کنن.وقتی که اون ملت مثل یه شکوفه آسیب پذیره !

+وقتی هم پا به پای رشدش پیش برن نقاط ضعفش رو می فهمن.می دون از کجا ضربه بزنن.

+با در اختیار گرفتن ذهن جوونای ما دارن از داخل کشور رو پوچ می کنن.هرچی هم که نیروی نظامی داشته باشیم به دردمون نمی خوره،چون اصلا جنگ نظامی در کار نیست.

+وقتی که با یه انگل خو بگیری جدا شدن ازش برات مشکله!

+و وقتی نقاط ضعف یه کشوری رو بدونن و ذهن های مردم هم در دستشون باشه،فقط یه ضربه نهایی لازمه تا اون کشور به ظاهر مستحکم از درون فرو بریزه!

+مواظب باش از دشمن بازی نخوری!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

دپرسم

دپرس....خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

طرف اومده می گه:یارانه باری بر دوش دولت یازدهمه!!ابله

می گم:پس چطور برای دولت قبلی نبود؟مگه این دولت تازه از راه رسیده چه گلی به

سرمون زده که بخوایم از یارانمون بگذریم؟!

شما که دولت تدبیـــــــــر و امیـــــــــــــد هستین،یه تدبیری هم واسه این اتخاذ کنین!فقط

خواهشا مثل تدبیرتون توی بحث غنی سازی نباشه!نیشخند

 

+تدابیرتون ملت رو کشته!!!خنده

+ترکان هم که همش آیه یاسه!(امیدتون هم منو کشته!!)قهقهه

والا...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

سلام آقا...

امروز هم منتظرم...

پس کی میای!؟ناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٩ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

شب جمعه و دعای مشکل گشا...قلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۸ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

گفتم سالی که نکوست از بهارش پیداست!یول

گفت جوجه رو آخر پاییز می شمرن!از خود راضی

گفتم همه جوجه ها رو دادین گربه خورد...!خنده

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۸ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

این روزها از اون روزاییه که دلم می خواد هی بگم:

دیدی گفتم...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۸ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

سال 61 بود،خدمت امام رسیدیم روی یه کاغذ با دست خط خودم چندتا مورد نوشته بودم یادم نیست چی ها بود ولی یکیش این بود که شما غنی سازی رو تا چند درصد جایز میدونید؟ از نظر شما غنی سازی 20درصدی لازم است؟امام فرمودند نه تا 20 درصد لازم نیست همون 5 درصدی که می گن کافیه!!!

 

+درفشانی های جدید آقای هاش/می رف/سن/جانی!

+این عدد 5 می تونه طبق خواسته غربی ها متفاوت باشه!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۸ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

خوب شد که به حرف بعضی ها گوش نکردیم و در دولت احمدی نژاد غنی سازی را تا 20% پیش بردیم...

.

.

.

.

وگرنه معلوم نبود دولت اعتدال می خواهد از کدام دارایی های ملت بزند به بهانه رفع تحریم!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۸ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

توی پست دوتا قبلی نوشتم از ماهواره بدم میاد!سبز

الان رفتم تو فکر که:متفکر

-اصلا کجای ماهواره بده؟!!!

-مقصر گرایش به سمت ماهواره کیه؟

-اگه من هم توی به خونواده معتقد نبودم بازم می گفتم ماهواره بده؟

-بقیه چرا میرن سمت ماهواره؟

-و...

و به این جواب رسیدم:

آره ماهواره بده!خیلی هم بد...از فیلم های مستهجنش بگیر که محتواش فقط بر پایه روابط نامشروع و جن30 و هوس هایی که عشق نام می گیرن و برنامه های خانواده اش که فقط باعث تزلزل بنیان خانواده میشه و مسابقات رقص،تا نقد ها و اخبار غلط سیا30 که افکار عمومی رو مشوش می کنن و باعث فتنه می شن.نمونه اش رو هم هممون شاهد بودیم!

حالا چی کار کنیم و چاره چیه؟!ما که می دونیم ماهواره بده،جیـــززززه!چی کار کنیم ملت نرن طرفش؟!مقصر کیه اصلا؟

مقصر اصلی صدا و سیماست!همین صدا و سیمایی که میاد و از اثرات سو ماهواره می گه همین صدا و سیمایی که هی میان مستند می سازن و نطق می کنن علیه ماهواره!

هی نگیم اونایی که ماهواره دارن ایمانشون ضعیفه!هی انگ بی دینی و لامذهبی بهشون نزنیم.درسته قوت ایمان هم اثرگذاره ولی رسانه یه جامعه اسلامی باید اونقدر قوی باشه که همین آدمای به ظاهر بی ایمان رو هم نگه داره!همینایی که به قول بعضیا اسماً مسلمونن.نذاره شست و شوی مغزی بشن.برای هر سلیقه ای برنامه داشته باشه.تک بعدی نباشه و تنوع داشته باشه.برنامه تکراری پخش نکنه.شبکه هاش رو افزایش بده و....

تلویزیون ما که باس فاتحه شو خوند!نه کانال های زیادی داره!نه تنوع داره توی برنامه هاش!کلا همه اش عشق و عاشقی و برنامه های درام!اصلا هیچ هیجان و کششی برای نسل جوون نداره.

برنامه هاش هم که ماشاالله همه شبیه هم!فیلمنامه های کپی شده از روی هم که فقط اسمشون رو عوض می کنن،برنامه های تکراری و آبکی!

چرا نمی فهمیم جنگ جنگ نرمه!جنگ ذهن ها و تغییر افکار به نفع خود!عوض جار زدن مشکل باس رفت و نشست فکر کرد و چاره اندیشی.باس ریشه ی این علف هرز رو سوزوند.باس اونقدر شبکه های داخلی برای مردم جاذبه داشته باشه تا دیگه نرن سمت ماهوارهباس نیاز های معقول نسل جوون رو برآورده کنیم.شاید دیر باشه ولی وقتی پیشگیری نکردیم باس درمان کنیم وگرنه...

 

+معلوم نیس اگه من مخالف ماهواره نبودم الان پای تلویزیون در حال تخمه شکستن و دیدن برنامه رقص نبودم!!

 

+من به تلاش شبکه تماشا و آی فیلم رو در جهت پخش برنامه های قرن بوقی و تکراری تبریک می گم!

 

+چقدر دلنوازان رو میذارین؟!حالا اینقدر پخشش کنین تا بهزاد یلدا رو به یه بچه ول کنه بره!والا!!

 

+و بدونیم ماهواره روی بچه های ما هم تاثیر داره.روی نسل جدید و آینده ساز...نسلی که می خواد فردای ایران بسازه باس الگوش هم ایرانی باشه نه غربی.

 

+با عوض کردن قالب فکریمون شاید دیرتر به هدفشون برسن اما نتیجه اش براشون پایدار تره. و بدونبم اونا هیچ عجله ای ندارن... 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٤ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

از اخلاق های خیلی بدم اینه که سر کلاس شیطنت می کنم و دوست دارم معلم هامو اذیت کنم!خدا منو ببخشه!

 

+ولی خداییش کیف داره!شیطان

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٤ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

از چند چیز به شدت بدم میاد:

دروغ

ریا

اثبات روشن فکری با یه مشت دری وری

ماهواره

روراست نبودن

خیانت به اعتماد!

و از چند چیز به شدت خوشم میاد:

صداقت در همه حال

رک بودن

راز داری

صحبت با معلم دین و زندگی مون!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٤ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

وقتی آهنگ مرگ بر آمریکا حامد زمانی یا این آهنگی که می خونه«وطنم ای شکو پا بر جا...» و آهنگ های حماسی از این دست رو گوش می کنم یه حس خاصی بهم دست میده یه جور اعتماد و غروری که یه دفعه سرازیر می شه توی دلم.حیف حس رو نمی شه توصیف کرد وگرنه بهتر می گفتم.

یه بار از مامانم پرسیدم چرا هر وقت آهنگ حماسی می شنوم این جوری می شم؟!سوال

مامانم گفت:این حست خیلی خوبه!عشق و افتخار و غیرت به وطن چیزیه که خدا توی وجودمون قرار داده.اگه این عشق و تعصب و غیرت روی وطن نبود که نوجوونای 15-16 سالمون نمی رفتن جونشونو بدن برای آزادی کشورشون.اگه این حس خوب نبود که درس فهمیده هم توی کتابای شما نبود!باید به این حست افتخار کنی!تا هر وقت این حس رو داشته باشی به خودت هم افتخار کن!

و من الان به خودم افتخار می کنم!به این لرزیدن ها و تپش های دلم،به این حسای خوب،به کشورم،به رهبرم...!

 

+یه کلیپ که از رهبر عزیز هست که می فرمایند «اگر اسرائیل غلطی بکند ما تل آویو و حیفا رو با خاک یکسان خواهیم کرد».اون رو هم هر وقت گوش میدم یه لرزش آشکار وجودمو می گیره و دوباره اون حس امنیت!داشتن یه حامی قوی!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۳ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یه بار اردو برده بودنمون مشهد.

توی یکی از مغازه هاش،فکر کنم توی طرقبه بود،تسبیح و انگشتر و...می فروختند.

یه تسبیح آبی خوشرنگ نظر من و چند تا از بچه ها رو جلب کرد نگاه کردم به برچسب قیمتش و گفتم:

-خوبه 4000 تومنه بخریمش!

فروشندهه یه نگاه عاقل اندر سفیهی بهم انداخت و گفت:خنثی

-نه آبجی!4000 تومن نیست!

دوباره یه نگاه انداختم و با یه لحن متعجبی گفتم:پس 40000 تومنه!؟!؟!چه گرون!تعجب

بدبخت فروشنده داشت می ترکید از خنده گفت:قهقهه

-نخییییییییر 400000 تومنه!

 

+توی این خاطره چند تا اتفاق مهم افتاد:متفکر

اول:حسابی ضایع شدیم!

دوم:فهمیدیم حتی قیمت و مارک تسبیح بعضیا با ما آدم عادیا فرق داره.

سوم:فهمیدم نیاز به عینک دارم!یول

 

+یکی نیست بگه آخه اون تسبیح 400000 تومنی مگه ذکراش دوبله حساب می شه؟!اگه برای ریا نیست پ واسه چیه!؟هی تسبیح بنداز بگو استغفرالله در حالی که قیمت تسبیحت بیشتر از خرجی زندگی دو ماه همسایه فقیر بغل دستیتهخنثی

 

+ریا آفت عبادته!

 

+قربون صلوات شمار 2500 خودم برم که از هر چی تسبیح دانه یاقوتی و فیروزه اس سرهقلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۳ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

هر وقت کنترل کار نمی کنه می زنیم تو سرش!در حالی که میدونیم مشکل از باتریه.

هر وقت کامپیوتر هنگ می کنه می زنیم تو سرش!درحالی که میدونیم مشکل نرم افزاریه.

شاید این کلا عادت ماست...

همیشه و هر جا هر گندی که بالا میاد تو سری ش رو پایین دستیا می خورن در حالی که

می دونیم مشکل از بالاست!خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۳ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یک درسی که از دنیا گرفتم اینه که:

از هیشکی انتظار هیچ کار خوبی در حق خودم رو نداشته باشم.

و از همه انتظار هر کار بدی در حق خودم رو داشته باشم!

این جوری کم تر ضربه می بینم!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

چند وقتی این دیدگاه که«همه کس خوب است مگر خلافش ثابت بشه»فرشتهرو واسه خودم الگو قرار دادم...باعث شد اعتماد بی خودی بکنم و خیلی الکی خوش بین باشم و...کلا دیدم به درد نمی خوره همه دارن اسکل فرضم می کنن!ابله

بعد با خودم گفتم این بهتره«همه کس بد است مگر خلافش واقع بشه»...اشیطانین یکی که داغونم کرد!اینقد بد اخلاق و پاچه گیر شده بودم هیشکی جرات نمی کرد طرفم بیاد!به همه بی اعتماد شدم.به خلوص محبت اطرافیانم شک می کردم...دیدم نه بابا اینم به درد نمی خوره دارم از تنهایی می پوسم...گریه

بعدش که بزرگتر شدم یکی زدم پس کله خودم و گفتم:مگر توی نادان نمی دانی رفتار دیگران با تو انعکاس رفتار تو با آنهاست؟!متفکر پس این رویه رو در پیش گرفتم و چون می خواستم همه باهام رفتار خوبی داشته باشن به همه خوبی کردم...هیچی دیگه،اونا هم دور ورشون داشت فکر کردن خبریه!خوبیامو بی جواب نذاشتن البته با بدی جبرانش کردن!!مصداق کامل این ضرب المثل:خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند!!!قهر

الان دیگه فهمیدم کلا من فکر نکنم سنگین ترم...!یول

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

تا حدی به بقیه اعتماد کن که اگه روزی قیدشون رو زدی لازم نباشه قید آبروت رو بزنی!

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

آدم که اعتقاد نداشت هیچی نداره!

پوچه...

اعتقاد بنیان زندگی آدمه...

و شاید بشه گفت زندگی بی اعتقاد معنی نداره...

حرکت رو به جلو و تکاپو و تلاش نداره.

زندگی بی اعتقاد یعنی رکود و بی حرکت ماندن...

در جا زدن...

و آدم بی اعتقاد مثل آب راکد بعد یه مدتی می گنده و می شه گنداب!

و آدم معتقد  برای تحقق اعتقادش تلاش می کنه...

اعتقادش اونقدربراش  مهمه و روش تعصب داره که پاش بیفته جونشو براش میده...

 

+مثل اون بزرگمردا که به خاطر اعتقادشون جونشون رو هم دادن...

یاد شهیدان بخیر...{#emotions_dlg.e11}

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

درد دل هایت را با کسی جز خدا نگو

چون اگر بگویی 

فردا می شوند زخم زبان! 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

حرف هایم بد جور شبیه الکل شده اند...

فرارند!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

خدا میبینه و میپوشونه...

ما نمیبینیم و فریاد میزنیم...!!!



 
نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

خواهر کوچیکه تازگیا که دوستاش زنگ می زنن،می گه بگو نیستش!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

تمام نوجوانی و یه کم از کودکی من آمیخته بود با کتاب های شرلوک هلمز...

از آن کتاب دره وحشتش بگیر تا داستان کوتاه رسوایی در بوهم!

و هم چنین سری کتاب های در جست و جوی دلتورا!

وقتی در عالم خیال و کودکی با لیف و باردا و جاسمین همراه می شدم...هیجان را در تک تک سلول های بدنم حس می کردم...

و تنها کتابی که از آگاتا کریستی خواندم:عروسکی در دود کش بخاری!

و چون سیر بی هیجان و قابل پیش بینی و کندش به دلم ننشست دیگر از او کتاب نخواندم...

+یادمه اولین بار کلاس چهارم بودم کتاب دره وحشت رو خوندم،هیچی ازش حالیم نشد!هر سال در ایام عید و تعطیلات دوباره و سه باره خوندمش تا تونستم ازش چیزی بفهمم.هنوز هم اون کتاب عزیز رو دارم و افسوس می خورم که چرا جلدش فرسوده شده!

 

+از کتاب های در جشت و جوی دلتورا فقط شهر موش ها رو داشتم.بعدش رفتم کل کتابخونه شهر رو زیر و رو کردم بقیه جلداش گیرم اومد و خوندمش!خیلی لذت داشت هنوزم که هنوزه دلم می خواد به جای لیف می بودم!

 

-از  رمان های عاشقانه بدم میادسبز

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

اندر اخلاقیات عجیب دیگر من اینه که همه رو دوست دارم ولی هیچ وقت به هیشکی نمی گم!هیچ وقت...

+‌حتی اون دبیر بد اخلاق اجتماعی اول دبیرستانمون رو که بهم 7 داد!

+حتی خانوم«ی»معلم حرفه دوم راهنماییمون که از کلاس بیرونم کرد!

+حتی دوست بدجنسم که بهم تهمت تقلب زد...

حتی...

حتی...

حتی...

خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

من فکر می کنم اگر هر کسی این آیه قرآن را آویزه گوش خودش کند بیشتر به اعمالش دقت می کند و کمتر از خدا و زمانه شکایت خواهد کرد:

کُلُّ نَفسٍ بِما کَسَبَت رَهِینَةٌ

هر کسی در گرو دستاورد خویش است...

سوره المدثر آیه38

 

+یا این شعر زیبا:هرچه کنی کشت همان بدروی/کار بد و نیک چو کوه و صداست

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

ایستادگی...

ایستادگی کن ، ایستادگی کن ؛ و ایستادگی کن …


و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها


جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را


فقط به نمایش می گذارد ندارد . . .

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

خرخونیول مجرم نیست، بیمار است.بیایید با خرخون ها مثل بیماران رفتار کنیم…! (ستاد حمایت ار بیماری های خیلی خاص)

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

لوس نکن خودتو یه شب دیگه بمون. میشل قیمه پخته!

(اوباما به روحانی)

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

حواسمون باشه اونقدر شکممون از مال حروم پر نشده باشه که وقتی مهدی فاطمه اومد ندای هل من ناصر ینصرنی اش بی جواب بمونه!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

نمی دونم آهنگای مازیار فلاحی رو گوش کردین یا نه؟

یه خصوصیت بارزی که توی همه ی کاراش به چشم می خوره اینه که وقتی گوششون میدی حتی اگه توی عمرت به هیشکی هم فکر نکرده باشی حس می کنی شکست عشقی خوردی!!خنثی

+و این جاست که تاثیر آهنگ رو می تونیم مشاهده کنیم!

+ولی خداییش آهنگ عمق احساسش به دلم می شینه!یه جورایی برام خاصه و تنها آهنگیه که گوش میدم!

+مواظب آهنگایی که گوش میدی باش!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

زیر هشت رو دوست داشتم...

دیالوگ های خاصی داشت

و لحن حرف زدن امیر جعفری و کامران تفتی!

واقعا زیبا بود...خیال باطل

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

قله ای که چند بار فتح شود...
بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود!
مواظب دلت باش!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

داریم آش می پزیم!

مامانم ازم پرسید:کم رشته باشه یا پر رشته؟؟!!

منم گفتم:متوسط الرشته!نیشخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

دیروز حکم همیار معلمیم رو گرفتم...

دین و زندگی و فیزیک!

+هفته پیش معلم دینی مون سر کلاس گفتند:خانوما به نظرتون بهتره خانوم«ک» رو برای

همیار معلمی انتخاب کنیم یا خانوم«م»(من)؟؟!متفکر

بچه ها به خاطر لجبازی با من گفتن:خانوم «ک»!!!!!زبان

دبیرمونم گفت:باشه پس خانوم«م»رو انتخاب کردم!!!!!!نیشخندنیشخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

من هر وقت توی یه آزمون بین دو گزینه شک دارم،اونی رو که میزنم اشتباهه!خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

شیخ!تو که واسه هر چی یه کلید تو بساطت داری واسه مناظره با محمود هم یه کلید پیدا کن!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

می دونی چرا اونی که توبه می کنه از اونی که اصلا گناهی نکرده پیش خدا عزیزتره؟!

چون گناه آدمو هر چه بیشتر توی خودش فرو می بره!جاذبه داره و این شیطان لعین هم زیبا جلوه میدش...چون کسی که مزه ی گناه رو چشید سخت می تونه دل بکنه.

برای همینه که کسی که اونقدر اراده داشته باشه که توبه کنه و دیگه سمت گناه نره خیلی واسه خدا عزیزه!خیلی عزیز...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

امروز فلفل قرمزایی که خشک کرده بودیم رو با کمک مامان پودر کردیم...

حواسم نبود دستم رو کشیدم به بینیم...

هیچی دیگه الان بینی بیچاره ام مثل دلقکا قرمز شده!دلقک

عطسه هم میزنم

هپیچوووووووووو....زبان

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

دیشب خواب دیدم 7 تا بیگ زاده چاق 7 تا مسی لاغر رو می خوره!

تعبیرش می شه این که 7-0 آرژانتین رو می بریم!!نیشخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

به بعضیام باس گفت:

تلاشت در راستای هر چه بیش تر بی منطق و بی شعور شدن قابل تحسینه!تشویق

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

می گویند:مردم سوریه و فلسطین و...تروریست اند!!عصبانی

می گوییم:ای لا مذهب ها!مگر یک نوزاد یا یک دختر بچه سه ساله اصلا می تواند اسلحه را از جا بردارد که تروریست هم باشد!گریه

لعنت بر یزیدیان زمان!

+این عکس های پایین رو به صورت لینک قرار دادم تا اگه دلتون نخواست نبینید!

+کربلای دیگر

+همچون علی اصغر

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

واقعا کسی به محتوای این تبلیغات تلویزیون،آهنگش و... نظارت نمی کنه؟!

به خدا تبلیغات الان هم بد آموزی داره!

 

+این تبلیغ پفک لوسی هست که می خونه:

لوسی لوسی لوسی لووسی

لوسی لوسی لوسی لووسی!

بدجور حس رقص به آدم میده!ابرو

 

+تن ماهی تحفه هم که...!خنثی

 

+بعضی از(شما بخون همه!)تبلیغات هم تجمل گرایی رو به حد اعلا رسوندن!خونهلوکس و حیاط چند صد متری و مبل و پرده شاهانه و...بازمی گن چرا توقع جوونا برای ازدواج رفته بالا؟!پرا جوونا باید قربانی سودجویی و بی مسئولیتی مسئولان صدا و سیما بشن؟عصبانی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

توی سوم راهنمایی یه معلم ادبیات داشتیم خیلی باکلاس و شیک بود.چهره بانمکی

هم داشت.عینککلا تو دل برو بودچشمک

برام عجیب بود که چرا تا الان با این شرایط 20 مجرد مونده!متفکر

خلاصه...

الان با خبر شدیم که خانوم جدیدا عروس شدن و شوهرشون هم دکتر می باشندتعجب

من فکر می کنم ایشون ضرب المثل:گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی،رو سرلوحه زندگی

خویش قرار دادننیشخندنیشخندو با صبر و بردباری در برابر حس ترشیدگی مقاومت نموده و منتظر

شاهزاده سوار بر بنز سپید مونده بودن که به نتیجه هم رسیدن!خنده

ایشالا خوشبخت بشهقلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

امروز امتحان نه چندان سختی داشتیم فکر کنم 20 بشم.یول

یکی از بچه ها که کنار من نشسته بود کتابشو باز کرده بود و تقلب و...شیطان

وقتی از سر جلسه اومدیم بیرون گفت 4 تا سوال جواب نداده!ناراحت

گفتم تو که کتاب باز کردی بلا!نیشخند

گفت از روی کتاب هم نتونستم جوابشون رو پیدا کنم!!!!!!خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

امشب نتونستم بیست و سی رو ببینم...عصبانی

خواهر کوچیکه(که خیلی هم کوچیک نیست!!!)می خواست تیزپا رو ببینه!خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

دست دراز کردن جلوی کشوری که تاکنون با آن دشمنی داشته ای حماقت است...

و از آن احمقانه تر جست و جوی راهی برای رفع فشار های اقتصادی در دستان کشوری

است که در بدهی و بدبختی دست و پا میزند!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

و گیر کردن در یک دوراهی چقدر سخت است...

وقتی در یک طرف خدا

و در طرف دیگر دنیا باشد...

و آنوقت است که باید از ته دل صدا بزنی:

خداااااااااااااااااااا.....

+مثل دوراهی نان و ایمان!!

می گویند:ایمانتان را بدهید نان می دهیم!

می گویم:نان را ببرید برای گرسنگان کشورتان که در بحران اقتصادی دست و پا می زنید!و هر روز خودسوزی و اخراج کارمندان....

و تا توکل ما بر خداست و می دانیم روزی دست اوست از بیگانه نان طلب نمی کنیم!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

داره شبکه پویا کارتون تیزپا رو می زاره

اون جایی که همستره رفت و نردبون آورد از خنده مُردم....خنده

دارم میزو گاز می زنمقهقهه

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

پیش بینی می کردیم که این را هم از ما بخواهند...

حتما آقایان باز هم مطیعانه اطاعت می کنند!

کری:در صورت ادامه حمایت ایران از حزب‌الله و سوریه تحریم‌ها کاهش نمی‌یابد


+هیچ وقت و به خاطر هیچ کس از ارزش هایت دست نکش

چون اگر او روزی تو را نخواهد

تو می مانی و یک «من» بی ارزش!

+سوریه خط قرمز ماست

+سوریه در خط مقاومت است(امام خامنه ای )

+ما نباید معیار را فراموش کنیم،آن جایی که حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم است،آن حرکت،حرکت اصیل و مردمی است؛آن جایی که شعارها به نفع آمریکا و صهیونیسم است،آن جا حرکت انحرافی است.ما این منطق را،این بیان را،این روشنگری را حفظ خواهیم کرد.(امام خامنه ای)

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

تنهایی زیادم بد نیست

به آدم فرصت فکر کردن درباره اطرافیانش رو میده!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

این روزها لپ تاپم بیشتر شارژ نگه میداره این می تونه به رئیس جمهور شدن روحانی ربط داشته باشه؟!خنده

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

عادت کردن چیز بدی است!به هر چه عادت کنی بی ارزش می شود...

به کارهای بد که عادت کنی می شود بیماری و ذره ذره روحت را می خورد...

به کار های خوب هم که عادت کنی می شود همان عادت!! از اسمش هم معلوم است

عادت که دیگر عشق ندارد...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

 رهبری در مورد روشنفکر درایران می‌فرماید: "من بارها گفته‏ام که روشنفکری در ایران، بیمار متولّد شد. مقوله روشنفکری، با خصوصیّاتی که در عالم تحقّق و واقعیّت دارد - که در آن، فکر علمی، نگاه به آینده، فرزانگی، هوشمندی، احساس درد در مسائل اجتماعی و بخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ است، مستتر است - در کشور ما بیمار و ناسالم و معیوب متولّد شد. چرا؟ چون کسانی که روشنفکران اوّلِ تاریخ ما هستند، آدمهایی ناسالمند."

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

دیگر نه باز با باز است...

نه کبوتر با کبوتر!


این روزها زاغ هم برای مرغ عشق...


لاف عاشقی می زند!


هی روزگار...


 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٩ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛

گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !

هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛

کـــه دریـــده شـــده ایــــم...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٩ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

در مسابقه بین موش و گربه
 
معمولا موش برنده است چون گربه برای غذا میدود و موش برای زندگی!
.
.
.
برای زندگی بدوییم!پیاده روی فایده ندارد...
لبخند
 
نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٩ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak