یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

اندر اخلاقیات عجیب دیگر من اینه که همه رو دوست دارم ولی هیچ وقت به هیشکی نمی گم!هیچ وقت...

+‌حتی اون دبیر بد اخلاق اجتماعی اول دبیرستانمون رو که بهم 7 داد!

+حتی خانوم«ی»معلم حرفه دوم راهنماییمون که از کلاس بیرونم کرد!

+حتی دوست بدجنسم که بهم تهمت تقلب زد...

حتی...

حتی...

حتی...

خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

نمی دونم آهنگای مازیار فلاحی رو گوش کردین یا نه؟

یه خصوصیت بارزی که توی همه ی کاراش به چشم می خوره اینه که وقتی گوششون میدی حتی اگه توی عمرت به هیشکی هم فکر نکرده باشی حس می کنی شکست عشقی خوردی!!خنثی

+و این جاست که تاثیر آهنگ رو می تونیم مشاهده کنیم!

+ولی خداییش آهنگ عمق احساسش به دلم می شینه!یه جورایی برام خاصه و تنها آهنگیه که گوش میدم!

+مواظب آهنگایی که گوش میدی باش!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

عادت کردن چیز بدی است!به هر چه عادت کنی بی ارزش می شود...

به کارهای بد که عادت کنی می شود بیماری و ذره ذره روحت را می خورد...

به کار های خوب هم که عادت کنی می شود همان عادت!! از اسمش هم معلوم است

عادت که دیگر عشق ندارد...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak