یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

دیگر نه باز با باز است...

نه کبوتر با کبوتر!


این روزها زاغ هم برای مرغ عشق...


لاف عاشقی می زند!


هی روزگار...


 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٩ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak