یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

عارفی را دیدند؛مشعلی و جام آبی در دست،

از او پرسیدند:کجا میروی؟

گفت:می روم با آتش بهشت را بسوزانم،و با آب جهنم را خاموش کنم!

تا مردم فقط خدا را به خاطر عشق به او بپرستند،

نه به خاطر عیاشی در بهشت
فرشته
و ترس از جهنم!!!
شیطان
نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٩ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak