یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

همه را صدا زدم جز خدا

هیچ کس جوابم را نداد جز خدا!قلب

+به قول الناز شاکردوست توی رسوایی:یا خود خدا!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱۸ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

فیلم رسوایی رو دوست داشتم.بازی و لحن زیبای آقای عبدی که واقعا به دلم نشست!تشویقدر کل فیلمیه که آدمو به فکر فرو میبره...

باعث شد یکمی به خودم بیام...متفکر

و تیر خلاص اون شعری بود که پیرمرد پنبه زن خوند و همه فیلم یه طرف و اون شعر کوتاه یه طرف:

زیدی به زن فاحشه گفتا پستی               هـــر لـحظه به دام دگـری پابستی

زن گفـت هرآنـچه گویی هــستم               اما تو چنین چه مینمایی هستی؟


 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٥ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak