یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

خواهر کوچیکه تازگیا که دوستاش زنگ می زنن،می گه بگو نیستش!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

اندر اخلاقیات عجیب دیگر من اینه که همه رو دوست دارم ولی هیچ وقت به هیشکی نمی گم!هیچ وقت...

+‌حتی اون دبیر بد اخلاق اجتماعی اول دبیرستانمون رو که بهم 7 داد!

+حتی خانوم«ی»معلم حرفه دوم راهنماییمون که از کلاس بیرونم کرد!

+حتی دوست بدجنسم که بهم تهمت تقلب زد...

حتی...

حتی...

حتی...

خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۱ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

دوستانم از من انتظار دارند
.
.
.
.
.
.
.
.
که در مواردی که حق با آنهاست ، طرف «حق» باشم
و در مواردی هم که حق با آنها نیست ، طرف «آنها»باشم!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٦ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak