یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

چند وقتی این دیدگاه که«همه کس خوب است مگر خلافش ثابت بشه»فرشتهرو واسه خودم الگو قرار دادم...باعث شد اعتماد بی خودی بکنم و خیلی الکی خوش بین باشم و...کلا دیدم به درد نمی خوره همه دارن اسکل فرضم می کنن!ابله

بعد با خودم گفتم این بهتره«همه کس بد است مگر خلافش واقع بشه»...اشیطانین یکی که داغونم کرد!اینقد بد اخلاق و پاچه گیر شده بودم هیشکی جرات نمی کرد طرفم بیاد!به همه بی اعتماد شدم.به خلوص محبت اطرافیانم شک می کردم...دیدم نه بابا اینم به درد نمی خوره دارم از تنهایی می پوسم...گریه

بعدش که بزرگتر شدم یکی زدم پس کله خودم و گفتم:مگر توی نادان نمی دانی رفتار دیگران با تو انعکاس رفتار تو با آنهاست؟!متفکر پس این رویه رو در پیش گرفتم و چون می خواستم همه باهام رفتار خوبی داشته باشن به همه خوبی کردم...هیچی دیگه،اونا هم دور ورشون داشت فکر کردن خبریه!خوبیامو بی جواب نذاشتن البته با بدی جبرانش کردن!!مصداق کامل این ضرب المثل:خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند!!!قهر

الان دیگه فهمیدم کلا من فکر نکنم سنگین ترم...!یول

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٢ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

عادت کردن چیز بدی است!به هر چه عادت کنی بی ارزش می شود...

به کارهای بد که عادت کنی می شود بیماری و ذره ذره روحت را می خورد...

به کار های خوب هم که عادت کنی می شود همان عادت!! از اسمش هم معلوم است

عادت که دیگر عشق ندارد...

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

مرا به بدبینی متهم کردند...

اما من واقع بینم...

واقعیت بد هستند!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٦ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak