یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

وقتی آهنگ مرگ بر آمریکا حامد زمانی یا این آهنگی که می خونه«وطنم ای شکو پا بر جا...» و آهنگ های حماسی از این دست رو گوش می کنم یه حس خاصی بهم دست میده یه جور اعتماد و غروری که یه دفعه سرازیر می شه توی دلم.حیف حس رو نمی شه توصیف کرد وگرنه بهتر می گفتم.

یه بار از مامانم پرسیدم چرا هر وقت آهنگ حماسی می شنوم این جوری می شم؟!سوال

مامانم گفت:این حست خیلی خوبه!عشق و افتخار و غیرت به وطن چیزیه که خدا توی وجودمون قرار داده.اگه این عشق و تعصب و غیرت روی وطن نبود که نوجوونای 15-16 سالمون نمی رفتن جونشونو بدن برای آزادی کشورشون.اگه این حس خوب نبود که درس فهمیده هم توی کتابای شما نبود!باید به این حست افتخار کنی!تا هر وقت این حس رو داشته باشی به خودت هم افتخار کن!

و من الان به خودم افتخار می کنم!به این لرزیدن ها و تپش های دلم،به این حسای خوب،به کشورم،به رهبرم...!

 

+یه کلیپ که از رهبر عزیز هست که می فرمایند «اگر اسرائیل غلطی بکند ما تل آویو و حیفا رو با خاک یکسان خواهیم کرد».اون رو هم هر وقت گوش میدم یه لرزش آشکار وجودمو می گیره و دوباره اون حس امنیت!داشتن یه حامی قوی!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۳ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

و گیر کردن در یک دوراهی چقدر سخت است...

وقتی در یک طرف خدا

و در طرف دیگر دنیا باشد...

و آنوقت است که باید از ته دل صدا بزنی:

خداااااااااااااااااااا.....

+مثل دوراهی نان و ایمان!!

می گویند:ایمانتان را بدهید نان می دهیم!

می گویم:نان را ببرید برای گرسنگان کشورتان که در بحران اقتصادی دست و پا می زنید!و هر روز خودسوزی و اخراج کارمندان....

و تا توکل ما بر خداست و می دانیم روزی دست اوست از بیگانه نان طلب نمی کنیم!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak