یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

کل مغازه های یه پاساژو برای یه جفت ساق دست انگشتی ریون زیر و رو کردم دریغ از یه

دونه!انگار قحطی اومده!

حالا اگه یه ساپورت می خواستم حتی مغازه بقالی هم داشت!

افسوس افسوس...داریم کجا می ریم؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak