یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

آه ای کریم اهل بیت قلبم آتش می گیرد وقتی می بینم چقدر مظلومانه در میان مردمت غریب بودی...

چه کشیدی مولای من وقتی دانستی که در خانه ات هم محرم رازی نداری...

چه کشیدی ای مظلوم من...

غریبانه زیستی...

غریبانه زخم دل خوردی...

غریبانه رفتی...

و غریبانه تر دفن شدی...

و هنوز هم غریبی...!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak