یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

توی سوم راهنمایی یه معلم ادبیات داشتیم خیلی باکلاس و شیک بود.چهره بانمکی

هم داشت.عینککلا تو دل برو بودچشمک

برام عجیب بود که چرا تا الان با این شرایط 20 مجرد مونده!متفکر

خلاصه...

الان با خبر شدیم که خانوم جدیدا عروس شدن و شوهرشون هم دکتر می باشندتعجب

من فکر می کنم ایشون ضرب المثل:گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی،رو سرلوحه زندگی

خویش قرار دادننیشخندنیشخندو با صبر و بردباری در برابر حس ترشیدگی مقاومت نموده و منتظر

شاهزاده سوار بر بنز سپید مونده بودن که به نتیجه هم رسیدن!خنده

ایشالا خوشبخت بشهقلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak