یادداشت های یک مقتول

!...مترسک! اینقدر دست هایت را باز نکن،کسی تو را در آغوش نمی گیرد.ایستادگی تنهایی می آورد

امروز یکی از بهترین آدمایی که می شناختم مُـــرد!

گلوم سنگین شده،یه چیزی مثل یه سیب گنده توش گیر کرده...

گریه خیلی خوبه خیلی...

من چون بلد نیستم گریه کنم دارم از زور بغض می میرم

رگ های پیشونیم زده بیرون

صورتم هم کبود و سرخ شده

ببخشید شاید دارم هذیون می گم

حالم بده خیلی بد...

اختیار حرفام دست خودم نیست

چرا آدمای خوب می میرن؟

هر کی ازم می پرسید می تونستم توجیهش کنم

اما یکی بیاد منو توجیه کنه

چرا مرد؟؟

امروز صورت نورانیش میره زیر خاک های سرد

خدا نمی شنوی من که دعا کردم براش

من که از همون ماه رمضون براش نماز حاجت خوندم

پس چی شد؟

قولت چی شد؟

من که سه شب احیا رو فقط محض شفای اون احیا رفتم

وگرنه من و چه به احیا!

هیچ کس از آدم سردی مثل من انتظار نداشت که برای شفای کسی این طور دعا کنم...

ولی...

خدا یعنی واقعا مرد؟

دیگه نیست؟

تموم شد...؟

وقتی یکی می میره

وقتی به مرگش فکر می کنی

با خودت می گی یعنی دیگه نیست؟!

دیگه هیچ وقت نمی بینمش؟

انگار روحت سوراخ می شه

یه سوراخ عمیق... 

دستام داره می لرزه!

شاید هیچ نسبتی باهاش نداشتم

اما زن خوبی بود!

خیلی خوب

خوش اخلاق

پرهیزگار

نورانی

همش نماز شب می خوند

ولی مرگ بی رحمه!

سرده سخته و بدجنس!

سرطان هم بده

وحشتناکه

غیر منتظره اس

نگاه نمی کنه که نماز شب می خونی

چند نفر برای شفات شب زنده داری کردن

فقط داغ می ذاره رو دل بقیه

فقط...

چقدر دلم می خواست دوباره می دیدمش...

آه...

شاید چرت و پرت می نویسم 

حالم خوش نیست...

اصلا...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

یکی از لذت بخش ترین کار های دنیا برای من آشپزیه!می تونی همه ی خلاقیتت رو نشون بدی و تزیینش کنی...وقتی کارت تموم می شه با یه نگاه کردن به غذای خوش رنگ و بویی که خودت ساختیش همه ی خستگیت در می ره!غذا رو اگه با عشق درست کنی خوشمزه می شه.مثل غذایی که دیشب پختم!وقتی که مامان می گه آفرین خیلی خوشمزه بود!بابا می گه:تو درست کردی واقعا؟!آبجی کوچیکه تا آخر غذاش رو می خوره!یه دونه برنج هم اضافه نمیاد و اسراف نمی شه خیلی کیف داره.یه خوشحالی عمیق از یه اتفاق کوچیک...خیلی حس خوبیه خیلی!لبخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢٧ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

بین حزب اصولگرا و حزب اصلاح طلب روحم دعوا بود!اصولگرا می گفت پالتو سورمه ای،اصلاح طلب می گفت قرمز!

 

+ابرودرگیری شون حتی زد و خورد هم داشت!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢٦ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

واقعا یک فرد هر چی هم که مهم باشه به چه حقی روی یه آدم عادی اسلحه می کشه؟مجوز حمل اسلحه داری خب داشته باش دلیل نمی شه که تا یکی خواست ازت سبقت بگیره شلیک کنی!

+یکی از بیماری هایی که بین ما ایرانیا خیلی شایعه خود مهم پنداریه!

+شاید هم خود جیمز باند پنداری!

+با این کار نسنجیده شدیدا وجهه ی مداحان و خصوصا خودش رو خراب کردقهر

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢٦ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

چرا این قدر این مذاکرات رو کش می دن؟!حالمون به هم خورد...خنثینمی تونی بکش کنار دیگه ادعای اضافیت چیه؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

برای اولین بار در طول تحصیل امتحان زبان فارسی رو 20 می شم!{-136-}

+و این است نتیجه درس خواندن تا ساعت 1 صبح...{-171-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

یه خبر توی اینترنت بود که جیب برهایی هستن که میان باهات گرم می گیرن و سر صحبت رو باز می کنن،این جوری حواست که پرت شد جیبت رو میزنن...

واسه مامانم تعریف کردم می گن:خوبه نمی تونن جیب تورو بزنن!

می گم واسه چی؟!

می گن:آخه کی می تونه با تو سر صحبت رو باز کنه!!!

 

+{-79-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

امتحان عربی یعنی وحشتناک ترین کابوس زندگی من!و این کابوس فردا به وقوع می پیوندد...{-234-}

+نمی دونم این روزا چرا اینقدر کابوس هجوم آوردن رو سَرَم...؟!

+من:{-171-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

{-168-}

خواب ها بعضی وقت ها شیرینند

بعضی وقت ها ترسناک می شوند

و بعضی وقت ها خواب های تلخ و ترسناک مثل یک تلنگر ند

مثل خواب وحشتناک دیشبم!

+و ترسناک ترین خواب ها خوابیه که توش مرگ خودت باشه و خاک ریختن روی صورتت و توی چشمات و تو هر چی جیغ بزنی کسی نشنوه...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

بوی توطئه میاد...

شاید چند وقتی تحریم اینترنت باشم!خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام

بر می داریم.

شرلوک هولمز{-166-}

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یکی از تفریحات سالمم جدول حل کردن کنار بخاریه در حالی که برای امتحان یه کلمه هم نخوندم!یول

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱۳ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

گاهی فکر می کنم این دختران و زن هایی که همش دنبال مد و رنگ مو و آرایش آن چنانی و خودنمایی اند چی بهشون می رسه؟حالا مثلا رنگ سال امسال نارنجی بود و تو مانتو سرمه ای داشته باشی و بپوشی گناهه؟درسته که زیبا پسندی و اهمیت دادن به زیبایی از غرایز زنه که تحت هیچ شرایطی ازش جدا نمی شه ولی نباید این امر در راس قرار بگیره به طوری که راه رسیدن به کمالات رو برای زن ببنده.هر انسانی هدفدار آفریده و مطمئنا این هدف والایی که خدا به خاطر اون ما رو آفریده و از روح خودش در ما دمیده جمال فروشی و خودنمایی نیست!

و وقتی یک زن به دنبال کسب کرامات انسانی نباشه دنبال این جور چیزها میره.و چه چیز برای شیطان مناسب تر از یک ذهن غافل!و چه زمینه ای مناسب تر از یک زن منحرف برای به انحراف یک اجتماع؟!

و کاش زنان و دختران ما بدانند که والاتر از آن اند که بازیچه ی چشمان هوس آلود گرگ صفتانی شوند!

کاش بدانند چه بار سنگینی بر دوششان است...

کاش

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

شاید مسلمون درست و حسابی نباشم...

شاید بعضی وقتا نمازم رو سر وقت نخونم...

شاید غیبت بکنم...

شاید غرور داشته باشم...

شاید...

ولی نمی دونم چه سرّی ه که هر وقت دل نگران و مضطربم مسکّن دل حیرانم فقط الا بذکر الله تطمئن القلوب ه!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

آه ای کریم اهل بیت قلبم آتش می گیرد وقتی می بینم چقدر مظلومانه در میان مردمت غریب بودی...

چه کشیدی مولای من وقتی دانستی که در خانه ات هم محرم رازی نداری...

چه کشیدی ای مظلوم من...

غریبانه زیستی...

غریبانه زخم دل خوردی...

غریبانه رفتی...

و غریبانه تر دفن شدی...

و هنوز هم غریبی...!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله :

دو گروه از دوزخیان را دیدم که در این زمان هنوز نیامده اند ... زنانی که پوشیده ولی برهنه اند .... سرهایشان را مانند کوهان شتر برجسته می کنند، اینان به بهشت نمی روند و بوی بهشت را که از فاصله ای بسیار زیاد به مشام می رسد، استشمام نمی کنند.

«میزان الحکمه/ج1/ص530»

+وب ساگامس 

 

+این حدیث با صراحت به مساله ی کلیپس اشاره می کنه.

+واقعا این کلیپسی که بعضیا می زنن اصلا زیبایی نداره.مثل یه کله ی اضافی!اگه آدم با سر بزرگتر زیباتر بود خب خود خدا هم این به فکرش می رسید لازم نبود شما اینقدر به خودتون زحمت بدی...

+از نظر من تو ای دختری که هم چادر می پوشی و هم کلیپس کله شتری(ازین بزرگا) می زنی!گناه تو خیلی بیشتر از اون بدحجاب کلیپسیه!چون که اون ادعای حجاب نداره ولی تو حرمت و قداست چادر رو زیر سوال می بری...

+قدت کوتاه باشه بهتره تا خودتو به زور کلیپس و کفش پاشنه دار بلند نشون بدی!همیشه که نمی تونی کلیپس بزنی.توی خونه که کفش پاشنه دار نداری.پس باید با این موضوع کنار بیای...

+به توصیه مفید یه دوست این پست ویرایش شد.

+این پست صرفا عقاید من بود و نظراتم.

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

حسین ای که به کوی تو عرش سجده برد

خوشا کسی که در این کوچه سائلش سازند

گدایی سر کوی تو کار هرکس نیست

مگر کسی که بسوزند و قابلش سازند...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

فتنه را باید شناخت؛فتنه را باید شناساند؛فتنه های جدید را با ابزار جدید بشناس و بشناسان؛چشم فتنه را باید کور کرد؛مهم نیست که نوع فتنه چیست و فتنه گر کیست؛هر که هست و در هر لباسی که فتنه به پا می کند باید رسوایش کرد.

امام خامنه ای«مدظله العالی»

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

این هم لینک دانلود کتاب صوتی شازده کوچولو با صدای مرحوم شاملو:

 

دانلود

 

+از سایت بوکیها

 

+وب ساگامس هک شده آیا؟!خنثی

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٩ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

خدا نکند احمقی لجباز هم باشه!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۸ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

راستش اول که می خواستم این وب رو بزنم قصد داشتم برای شرلوک هولمز باشه.ولی دیدم اصلا حوصله شو ندارم و وقت نمی شه و....

وچون تا حالا این تیپ وب الانم رو نداشتم تصمیم گرفتم این جور وبلاگی داشته باشم...! 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٧ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

جماعت خواب...

اجتماع خواب زده...!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٧ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

همیشه فکر می کردم شازده کوچولو کتاب مزخرفی باشه ولی یه بار دل به دریا زدم و کتاب گویاش رو با صدای آقای شاملو دانلود کردم.یه جمله اش از بین همه ی جمله های زیباش بیشتر بهم چسبید:

بچه ها باید نسبت به آدم بزرگا گذشت داشته باشن...

 

+لحن و صدای گرم آقای شاملو داستان رو صد برابر جذاب تر کرده بود...

+به این علت فکر می کردم کتاب بدیه که از یه قسمت ازش رو که توی کتاب ادبیات دوره راهنمایی بود هیچی نفهمیدم...!الان فهمیدم که اگه از همون اولش نخونی کلا هیچی حالیت نمی شه...!(چه کشف مهمی!)

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٧ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند: «چهار چیز در گناه بدتر از خود گناه است: کوچک شمردن گناه، افتخار کردن به آن، خوشحالی از آن و اصرار کردن به آن.»(خصال صدوق، ج 1،ص 115)

 

+مصداق بارزش روابط دختر و پسر و به اصطلاح دوست دختر و دوست پسر؛چون هر4ویژگی رو داره:

1:می گن:«همه این کار رو می کنن»،«همه دوست پسر/دختر دارن!»،«این که چیزی نیست»،«باید این تفکرات قدیمی رو کنار گذاشت»و...

2:افتخار می کنن که تونستن یکیو تور کنن و از نظر اونا کسی که اهل این حرفا نباشه امله!

3:خوشحالن از وضع خودشون و جلوی دوستاشون پز می دن،غافل از این که توی چه منجلابی غرق شدن و خودشون حالیشون نیس...

4:و چون فرد بیشتر به سمت این انحرافات بره حریص تر می شه در نتیجه برای ادامه ی اون اصرار می ورزه.

 

خدا همه،به ویژه جوونا،رو به راه راست هدایت کنه...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

کل مغازه های یه پاساژو برای یه جفت ساق دست انگشتی ریون زیر و رو کردم دریغ از یه

دونه!انگار قحطی اومده!

حالا اگه یه ساپورت می خواستم حتی مغازه بقالی هم داشت!

افسوس افسوس...داریم کجا می ریم؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

تازگیا تنبل شدم هر وقت می خوام یه کلمه ای رو توی صفحه ای حقیقی پیدا کنم دوست دارم از ctrl+fاستفاده کنم!!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

دوستم اس ام اس داده:

بوی شوم امتحان آید همی

یاد صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم

دل به امید تقلب بسته ایم

ما برای کسب مدرک آمدیم

نه برای درک مطلب آمدیم

(ایام جانسوز امتحانات بر شما دانش آموز کوشا تسلیت باد!)

 

+هی می خونمش می رسم به صفر مهربان می خندم!قهقهه

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

همه ی «تچکـــر»هایم روی دستم باد کرده اند...

نمی دانم به کی بگویم«مچکریم»!!!!

او که کار «تچکــــر»آمیزی نمی کند!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یکی از زیبا ترین کتاب هایی که به تازگی خوندم بابا لنگ درازه!درسته که کارتونش رو هم نشون داده ولی همیشه کتاب یه لطف دیگه ای داره.

تفاوت نامه های اول جودی و وقتی که 17 سالش بوده با نامه های آخر کتاب در سن بیشتر خیلی زیبا و با ظرافت نگارش شده.و اون شور وهیجان زیاد نوجوانی جودی که کم کم جاش رو به پختگی و متانت و غرور جوانی می ده.مخالفت هایی که با تصمیم های بابالنگ دراز می کنه نشون از حس استقلال جوونیشه.و آخرش که بادا بادا مبارک بادا و...نیشخندو چقدر جین وبستر در نظرم محترم تر شد به خاطر این ظرافت قلمش و زیبایی بیان ساده اش.به سادگی هر چه تمام تر دل مشغولی های یه دختر نه چندان معمولی رو به تصویر می کشه و مخاطب رو میخ داستان می کنه.

کارهای عجیب و غریبش که باعث تعجب و گاهی وقتا خنده می شهخندههمه و همه باعث جذابیت داستان البته برای من بود...

 

+دلم می خواد دوباره بخونمش!خیال باطل

+بابام بهم می گه تو خودت جودی ای!ابرو

+الان کتاب رو دادم به مامانم می خونه و می خنده!می گه چه دختر باحالیه!خنده

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٥ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

با کسی زیاد شوخی نمی کردم گفتند بد اخلاق و خشکی!

شوخی کردم گفتند جلفی...

رک حرف زدم گفتند گستاخی!

در لفافه حرف زدم گفتند دغل باز و مکاری

پنهانی عبادت خدا را کردم و کسی نفهمید گفتند کافری

آشکار عبادت کردم گفتند ریاکاری

تملق کسی را نکردم گفتند مغرور و متکبر

تملق کردم گفتند چاپلوس

هر چه گفتند شدم ولی باز هم.......

 

خیلی وقته تصمیم گرفتم به قضاوت های بیخود دیگران اهمیت ندم چون هر چی هم که خوب باشی دهن مردم رو نمی شه بست...

خودم رو پیدا کردم همون خودی که خیلی وقت بود لابه لای حرف خاله زنک ها گم شده بود...!

و الان عاشق خودمم....!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٤ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

مشکل ذهن های کوچک این است که دهانشان پیوسته باز است...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٤ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

بدترین نمره ام مال امتحان مستمر اجتماعی اول دبیرستانمه،7/25!!!

اول می خواستم برگه مو پاره کنم،ولی تصمیم گرفتم به عنوان خاطره نگهش دارم و هر وقت فکر کردم خیلی خنگم نگاش کنم و ببینم قبلا خنگ ترم بودم و الان پیشرفت کردم و احساس امیدواری بکنم به خودم!!!نیشخند

ولی نمی دونم چرا هر وقت می بینمش هر هر می خندم!

+اصلا فاز درس عبرت و این جور چیزا به من نیومده!زبان

+فکر نکنین تنبل کلاسما!!نه بابا با همون 7/25 معدل سال اولم شد19!ابرو

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

هیچ وقت دروغ نگو حتی اگه حقیقت به نفعت نباشه.یول

خدا رو شکر هیچ وقت دروغ نمی گم،شاید به خاطر اینه که بچه که بودم و کار بدی می کردم مامانم می گفتت اگه راستش رو بگی ممکنه ببخشمت ولی اگه دروغ بگی اصلا!

به خاطر این دروغ نگفتنا دردسر زیاد داشتم که البته الان شده خاطره.خیال باطل

+وقتی 14 سالم بود توی یه آزمون داشتیم با بچه ها تقلب می کردیم،مراقب یه آقایی بود اومد بالا سرم و آروم گفت:خانم......دارین چی کار می کنین؟!(از رو پاسخنامه اسمم رو خوند)سوال

منم ریلکس گفتم:تقلــــب!نیشخند

بدبخت کف کرد،از خنده سرخ شده بود!تا آخر امتحان کاری به کارم نداشت!خنده

+یه بارم توی یکی از امتحانات سال دوم راهنمایی برای امتحان قرآن(!!!!!!!)یه سوال رو فقط تقلب کردم،یکی لو داد.دبیرمون پرسید خانوم......توی امتحان تقلب کردین؟!گفتم: آره فقط بخش دوم سوال 6 رو!نمره همونو بهم نداد!خنثی

+درسته تقلب کار بدیه ولی اون موقع منم بچه بودم دیگه!!خجالت

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یکی از مصارف من توی خونه به عنوان نردبونه!خنثی

مامان هر چی از طبقه بالایی کابینت می خواد صدا می زنه:.......جااااااااااان بیا مامان!!!

به خصوص وقتی قراره مهمون بیاد.افسوس

 

+از زندگی خویش نومید گشته ام!!ناراحت

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

خدایا!

آیا مزخرف تر از فصل امتحانات هم فصلی آفریدی؟!

جون من آفریدی؟!!!خنثی

حتی از تابستون هم مزخرف تره!

 

+حال این روزهای من:

1)روز قبل امتحان:نیشخند

2)چند ساعت مونده به امتحان:یول

3)سر امتحان:ابله

4)بعد امتحان:گریه

5)بعدتر از امتحان:نیشخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۳ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ توسط مقتول نظرات ()

یلدا هم گذشت و اربعین آمد...

خدا کند روسیاه نباشیم!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

چند وقت پیش توی ماشین با بابام راجع به جنگ نرم بحث می کردیم.

پدرم یه مثال زد که من خیلی خوشم اومد...

گفت:وقتی عناب هنوز شکوفه است،حشره ها و موجودات موذی میرن و توی اون شکوفه تخم گذاری می کنن.عناب همین جوری بزرگ می شه غافل از این که با رشد خودش داره یه کرم،یه انگل رو هم در درون خودش پرورش می ده...شاید از بیرون خیلی زیبا و مستحکم به نظر بیاد ولی توش پوچ و خالیه،چون با اون انگل کنار اومده،گذاشته واسه خودش جولان بده...وقتی هم که ما یه کرم توی عناب می بینیم می گیم عناب رو کرم زده،ولی نمی دونیم این کرم از اولش با همین عنابه بوده.پا به پاش رشد کرده و منتظر فرصت شده...

 

 

+ما همیشه تو ماشین و توی مسافت های طولانی با هم بحث می کنیم،راجع به همه چی! از زندگی توی سیارات دیگه بگیر تا یک کتاب خاص یا گاهی بحث های سیاسی یا جنگ نرم و...

+اونا کشورایی که می خوان با جنگ نرم روی دولت ها و ملت های دیگه تاثیر بذارن،می دونن کار خودشون رو کی شروع کنن.وقتی که اون ملت مثل یه شکوفه آسیب پذیره !

+وقتی هم پا به پای رشدش پیش برن نقاط ضعفش رو می فهمن.می دون از کجا ضربه بزنن.

+با در اختیار گرفتن ذهن جوونای ما دارن از داخل کشور رو پوچ می کنن.هرچی هم که نیروی نظامی داشته باشیم به دردمون نمی خوره،چون اصلا جنگ نظامی در کار نیست.

+وقتی که با یه انگل خو بگیری جدا شدن ازش برات مشکله!

+و وقتی نقاط ضعف یه کشوری رو بدونن و ذهن های مردم هم در دستشون باشه،فقط یه ضربه نهایی لازمه تا اون کشور به ظاهر مستحکم از درون فرو بریزه!

+مواظب باش از دشمن بازی نخوری!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

دپرسم

دپرس....خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()

طرف اومده می گه:یارانه باری بر دوش دولت یازدهمه!!ابله

می گم:پس چطور برای دولت قبلی نبود؟مگه این دولت تازه از راه رسیده چه گلی به

سرمون زده که بخوایم از یارانمون بگذریم؟!

شما که دولت تدبیـــــــــر و امیـــــــــــــد هستین،یه تدبیری هم واسه این اتخاذ کنین!فقط

خواهشا مثل تدبیرتون توی بحث غنی سازی نباشه!نیشخند

 

+تدابیرتون ملت رو کشته!!!خنده

+ترکان هم که همش آیه یاسه!(امیدتون هم منو کشته!!)قهقهه

والا...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط مقتول نظرات ()


 Design By : Pichak